خبرگزاری علی قلمبه
هر آنچه نگفته اند ما گفتیم

مصاحبه با حجت الاسلام قدرت اله علیخانی، هم آسان و هم دشواراست. آسان از این جهت كه او بی پروا حرفی را كه در نقد افراد و مسوولینی كه از نظر وی در انجام اموراهمال می كنند، بر زبان می‌آورد و درتحلیل واقعی اوضاع سیاسی، دست به خود سانسوری نمی زند، اما دشواری مصاحبه با نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی نیز از آن جهت است كه او بااطلاع از توجه افكار عمومی به دیدگاه های مطرح شده‌اش و از آن رو كه می داند، بسیاری براساس صحبت‌های او به ارزیابی اوضاع می پردازند؛ حتی بعد از مصاحبه نیز اصرار دارد كه سخنانش بی كم و كاست و با همان تاكیدهای حین مصاحبه درج شود. پس از مراسم معارفه استاندار جدید قزوین و دیگر تحولات تازه استان و كشور به دیدار این عضو فراكسیون اقلیت مجلس رفتیم و در مورد موضوعات مختلف با او به گفتگو نشستیم؛ مانند همیشه با دل نگرانی ازمشكلات استان و كشور سخن می گفت و با اطمینان از راه كارهای حل این معضلات.راه‌كارهایی كه هرچند از نظر او موثر و قابل اجرا هستند اما شاید كسی با این صراحت از ضرورت آن سخن نگوید.

* هم اكنون فضای حاكم بر روابط نمایندگان استان قزوین چگونه است و آیا سطح  همكاری و تعامل میان نمایندگان استان از نظر شما مطلوب است؟
در مورد آقای ابوترابی باید بگویم كه هر چه زمان می‌گذرد، ارتباط، دوستی و همكاری مان عمیق‌تر و بیشتر می‌شود و بسیاری از كارهای بزرگی را هم كه بنده پیگیری می‌كنم، ایشان در جریان هستند و خود ایشان هم تا جایی كه امكان دارد، از این اقدامات بنده حمایت و پشتیبانی كرده‌اند؛ چون می‌دانند كه تلاش و اقدامات بنده در جهت رفاه مردم و به نفع استان بوده است و لذا باید از ایشان تشكر كنم كه به عنوان نایب رییس اول مجلس هر جا كه لازم بوده از پیگیری‌ها و اقداماتی كه در جهت عمران و آبادی استان بوده است، حمایت كرده‌اند. در مورد بقیه نماینده‌ها هم باید بگویم؛ از نظر خط و ربط سیاسی كه با آقای طاهرخانی در یك سمت و سو هستیم و بالتبع ارادت خاصی هم به ایشان دارم و هر دو در فراكسیون اقلیت هستیم، با آقای عباسپور هم برخلاف رقابت‌هایی كه در ایام انتخابات گذشته داشته‌ایم، در مجلس ابتدا چندان رابطه گرم و نزدیكی نداشتیم و به همان سلام و علیك متعارف بسنده می‌كردیم، اما با مرور زمان هر دو به این نتیجه رسیدیم كه با توجه به هدف مشتركمان در تلاش برای تامین منافع استان، همكاری‌هایمان را نزدیك‌تر كنیم، فلذا ضمن اینكه ایشان جزو طرفداران دولت است و بنده جزو منتقدان دولت هستم، ولی رفاقت و همكاری‌ میان ما برقرار است و برای جلو بردن كارهای استان با هم مشورت و اخبار رد و بدل می‌كنیم و تعارضی هم نمی‌بینیم كه با حفظ گرایش سیاسی با هم همكاری هم داشته باشیم، چون مصالح مردم و منطقه چیزی نیست كه بخواهد فدای خط و خطوط سیاسی شود.

ضمن اینكه بد نیست اشاره كنم ایشان در این مدت و در جریان بعضی ازسخنرانی‌هایی كه در منطقه بویین‌زهرا داشته‌اند، به بنده ابراز محبت و از كارهایی كه برای آن منطقه انجام داده‌ام، قدردانی كرده‌اند كه این مساله را باید به حساب واقع‌بینی ایشان گذاشت كه حتی در جلساتی كه در وزارتخانه و مانند آن داریم هم وقتی صحبت از پروژه و طرحی می‌شود، تاكید می‌كنند كه فلان طرح را آقای علیخانی تا اینجا رسانده‌اند و مابقی را من ادامه داده‌ام و از این جهت انصاف را رعایت می‌كنند، بنابراین مشكلی وجود ندارد و رابطه خوبی با همكاران داریم، اگرچه طبیعی است به خاطر مسوولیت آقای ابوترابی در حوزه قزوین، آبیك و البرز مناسبات و مراودات ما با یكدیگر بیش از سایر نمایندگان باشد، بنابر این وقتی مساله‌ای مربوط به كل استان باشد، الحمدا... نمایندگان دیگر استان هم صمیمانه همكاری می‌كنند.

*در جریان انتصاب استاندار قزوین برخی ادعا می‌كردند كه شما روی شخص خاصی تاكید داشته‌اید، آیا این ادعا حقیقت دارد؟
اولاً اینكه بنده نظر خاصی روی هیچ فردی نداشته و ندارم؛ زیرا می‌دانم كه اگر نظر خاصی هم داشتم، نتیجه‌ای نداشت؛ زیرا بالاخره دولت، دولتی است كه منتقد سیاست‌هایش هستم و مبلّغ آن نبوده‌ام، بنابراین انتظاری هم ندارم كه مطابق میل من عمل شود، فلذا دولت هم حق دارد كه شخص مدنظر خود را انتخاب كند، منتها در انتخاب نیروی مدنظر دولت، من قبلاً هم گفته‌ام، اگر ما مشاهده كردیم كه یك نیروی متعادل و منصف داخل كار باشد، ولو تابع سیاست‌های دولت باشد، هیچ اشكالی در همكاری با چنین نیرویی نمی‌بینیم، به شرط اینكه این فرد "غرض‌ورزی" نداشته باشد، دنبال تنش و هیاهو نباشد.

دو استاندار پیشین از این منظر چگونه بودند؟
آقای طاهایی، كار قابل توجهی برای عمران استان انجام نداد، همه نیروهای ایشان هم همان قبلی‌ها بودند و به نظر بنده بسیاری از آنها هم به پیروی از آقای نصری علیه بنده موضع داشتند، البته این انتظار بی‌جایی هم بود كه بنده بخواهم آقای نصری نیروهایش را مطابق میل من انتخاب كند، ضمن اینكه بنده این توانایی را دارم كه با افرادی كه علیه من موضع غیر منصفانه می‌گیرند، مواجه شوم  و قبلاً هم این را ثابت كرده‌ام، البته منشا اختلاف من با آقای نصری به هیچ عنوان شخصی نبوده است بلكه به خاطر اختلاف نظر در مورد روش‌های اجرایی ایشان بوده است والا ایشان هنوز هم گه‌گاه به مجلس می‌آید و با هم دیدار داریم و در مورد مسایل سیاسی دوستانه بحث می‌كنیم.

در مورد آقای طاهایی چه؟
آقای طاهایی توانست این نیروهای فتنه‌گر را مهار كند و مانع تنش شود. به اعتقاد بنده همین هم قابل توجه و تقدیر بود، اگرچه بنده باكی از این افراد ندارم؛ زیرا من همان علیخانی هستم كه در زمان نصری هم با قاطعیت با سیاست‌های اشتباه آنها مقابله می‌كردم و در مجلس هم بدون تعارف با دولت رو در رو می‌شدم، اما چون یك قول اخلاقی داده بودم، در ازای تغییر استاندار، سعی كردم به آن قول عمل كنم.

آقای طاهایی در مدت مسوولیتشان توانستند فضا را آرام كنند و این به نفع دولت و مردم بود، بنابراین آقای طاهایی تبلیغ دولت را می‌كرد و در سفرهای استانی هم اگر هدیه‌ای می‌برد، آن را هدیه دولت به مردم معرفی می‌كرد و این‌ها هم هیچ اشكالی نداشت، چون استاندار آقای احمدی‌نژاد بود و این طبیعی است و ما هم هیچ اشكالی به این گرایش‌های ایشان نمی‌دیدیم، بلكه خوشحال هم می‌شدیم كه این مساله بهانه‌ای شده است كه استاندار در دیدار با برخی از خانواده‌های شهدا، هدایایی هم به آنها بدهند و مهم این است كه به مردم نفعی برسد و فرقی هم نمی‌كند كه این نفع به نام چه كسی تمام می‌شود، اما با تمام این احوالات ما در زمان آقای طاهایی پیشرفت عمرانی در استان نداشتیم.

ما بقی مقاله در ادامه مطلب

 

استاندار جدید آقای عجم را از قبل می‌شناختید؟ موضع شما در مورد ایشان چیست؟
در مورد استاندار جدید هم باید بگویم دوستانی كه ما در سمنان داشتیم، چه نمایندگان این استان و چه دیگران، از ایشان به عنوان نیروی معتدل، معقول و اهل تعامل یاد می‌كنند. خود بنده ایشان را تا روز معارفه ندیده بودم، اما به هر حال ایشان استاندار دولت فعلی است و خودشان هم اعلام كرده‌اند كه صد درصد تابع سیاست‌های دولت است كه البته امری طبیعی و بلااشكال است؛ چون منصوب هیات دولت هستند و باید هم مجری آن سیاست‌ها باشند.

آقای جلالی از معتدلین مجلس و آقای كواكبیان كه از نمایندگان همسو با ما هستند، هر دو از آقای عجم تعریف می‌كردند، قبل از اینكه ایشان به استان بیاید، چند روز پیش آقای محمدی‌فر معاون پارلمانی وزیر كشور به من زنگ زد كه می‌خواهم با آقای عجم جلسه‌ای در مجلس داشته باشیم، بیایید كه با ایشان آشنا شوید كه من به دلیل كاری كه داشتم، نتوانستم در جلسه حاضر باشم و گفتم؛ "عجله‌ای هم نیست و انشاءا... در آینده فرصت كافی برای این آشنایی هست".

بعد از معاون پارلمانی وزیر كشور، آقای ابوترابی تماس گرفتند و گفتند؛ وزیر كشور زنگ زده‌اند تا آقای عجم از سمنان بیاید و در مجلس با ایشان دیدار كنیم كه بنده گفتم دیدن و تایید شما برای من حجت است و ضرورتی برای حضور بنده نیست، آقای ابوترابی پس از آن دیدار از ایشان تعریف می‌كردند، بنابراین ایشان را تا روز معارفه ندیده بودم، اما ظاهر شواهد و قراین نشان می‌دهد كه ایشان انسانی آرام و اهل تعامل است و وزیر كشور هم در جلسه ‌معارفه آقای عجم بر این نكته تاكید داشتند كه ایشان باید با نمایندگان استان تعامل داشته باشند؛ زیرا هر كس نداند، وزرا می‌دانند كه بدون تعامل با نمایندگان عملاً كاری پیش نمی‌رود و وزرا بهتر از هر كسی می‌دانند سوال، تذكر و استیضاح وزیر یعنی چه؟ و باز این وزیر است كه می‌داند رای یك نماینده در جریان اخذ رای اعتماد چه تاثیری دارد و به همین دلیل هم هست كه در چنین موقعیت‌هایی سیل واسطه‌ها به سراغ نماینده می‌آیند تا وزیر مربوطه موفق به اخذ رای اعتماد شود.

- با این حساب نظر شما در مورد آقای عجم استاندار جدید چیست؟
دریافت شخصی بنده تا اینجا براساس همان چند جمله آقای عجم در مراسم معارفه ، دریافت مثبتی است، منتها آنچه برای بنده مهم است "موثر بودن" و "كاری بودن" یك استاندار است و انتخاب معاونین مناسب یكی از مهم‌ترین معیارها در تضمین موثر بودن و كاری بودن یك استاندار و قضاوت اصلی در مورد ایشان را نیز به آتیه واگذار می‌كنم زیرا ملاك قضاوت ما مبتنی بر عملكرد افراد است.

- تاكید شما بر انتخاب معاونین شایسته برای چیست؟
بنده برخی از معاونین دو استاندار پیشین را قبول نداشتم؛ چون یك معاون اجرایی ممكن است گرایش سیاسی هم داشته باشد اما باید سعی ‌كند در جهت منافع مردم حركت كند، اما این‌ها همواره گرفتار آن محاسبات جناحی خودشان بودند، حالا اشكالی ندارد كه سیاسی هم باشند اما بهتر است بگویم متاسفانه این معاونین اصلاً توجهی به "مشكل مردم" ندارند، برای نمونه می‌گویم دولت یك بودجه‌ای اختصاص داده بود، مختص خشكسالی كه متاسفانه بعضی معاونین مرتبط با توزیع این بودجه، تخصیص آن را حدود چهار ماه به تاخیر انداختند به خاطر اینكه می‌خواستند بخشی از این بودجه را صرف بخش‌های دیگری كنند. وقتی بنده متوجه شدم در حضور وزیر جهاد و كشاورزی، به استاندار اعتراض كردم، وزیر جهاد هم كه متوجه شد در حمایت از من صحبت كرد و استاندار وعده داد كه همه این بودجه طبق قانون به جهاد داده شود و علی‌رغم اینكه برخی از همین معاونین باز هم اعتراض كرده بودند، آقای طاهایی بعد از ده روز، وعده خود را عملی كرد اما این بودجه عملا چهار ماه بعد از ابلاغ به دست جهاد رسید در حالی كه فصل كاری گذشته بود. به جز این مورد یك بودجه 12 میلیاردی هم وجود داشت كه متعلق به  حوادث غیر مترقبه بود كه كارشكنی‌های معاون مرتبط با توزیع بودجه مزبور به گونه‌ای بود كه چیزی عاید مردم نشد، اكنون هم  كه دوباره طبق قانون، بودجه خشكسالی ابلاغ شده است و 65 درصد آن باید به جهاد داده شود باز هم این افراد كارشكنی می‌كنند كه استاندار جدید باید در وهله اول به این روند خاتمه دهند، چون از قرار معلوم عده‌ای در استانداری هستند كه "غرض" دارند و مانع انجام كارها می‌شوند.

من بر این اصطلاح "غرض‌ورزی" تاكید دارم و چاره را در جابجایی این افراد می‌بینم و دلیل اصرار من بر جابجایی این افراد، اتفاقاً به خاطر خود دولت است، چون این‌ها به من كه ضرری نزده‌اند، اما وجهه دولت را میان مردم محروم و كشاورزان بحران‌زده مخدوش كرده‌اند و باعث بدبینی آنها شده‌اند و بنده فكر می‌كنم دولت از كارشكنی‌های این افراد بی‌اطلاع است و گرنه مانع كار افرادی می‌شد كه با وجود عملی شدن مواردی از مصوبات دولت باز هم كارشكنی می كنند.

این نكته را هم اشاره كنم كه آقای عجم بد نیست سیاست تنش‌زدایی آقای طاهایی را در پیش بگیرند، ما اگر به روستاها می‌رویم نماینده مردم هستیم و باید انعكاس‌دهنده مشكلات باشیم، اما استاندار باید فرماندهی كند و مدیران خود را برای سركشی به مناطق استان بفرستد، به ویژه آنكه اگر نگاهی به ملاقات‌ها و جلسات متعدد آقای طاهایی بیاندازید، متوجه می‌شوید كه حاصل عینی چندانی نداشته است و مشكلی از استان حل نشده است و فقط تبلیغی بوده، ما الان 25 شهر - و درواقع شهرداری -در استان داریم كه دست‌كم بیست تا از این شهرداری‌ها دچار مشكل هستند و بدهكارند، ماشین‌آلات ندارند، فاقد نیروی انسانی هستند و بعضی از نیروهایشان مدت‌هاست حقوق نگرفته‌اند، اما آقای طاهایی متاسفانه یكی از این مشكلات را هم حل نكرده است. البته تعهد و دیانت ایشان قابل تقدیر است، اما توجه داشته باشیم كه شخص امام جمعه محترم قزوین كه جزو بركات این شهر هستند هم بیش از آنكه از استاندار انتظار ملاقات و شركت در نماز جمعه و... داشته باشند، انتظار دارند ایشان در كنار این كارها مشكل مردم را حل كنند و تعامل فقط در انجام دیدار و ملاقات نیست، بلكه در نهایت باید مشكلی از مردم را حل كند.

من در جلسه تودیع آقای طاهایی كنار ایشان بودم و می‌دیدم كه متاسفانه برخی افراد متملق حتی برخلاف میل ایشان كارهایی می‌كردند كه آدم احساس انزجار می‌كرد و من به عینه می‌دیدم كه چطور برخی از این افراد دوست داشتند برای خوش خدمتی، برخی بخش‌های مراسم ادامه پیدا كند كه من مجبور شدم به آقای طاهایی بگویم كه: "خودت بگو دیگر بس كنند تا مجلس این‌قدر خسته ‌كننده نشود" و ایشان خودشان دست به كار شد، بنابر این یكی از مهم‌ترین كارهای استاندار جدید، حذف این افراد بی‌مصرف و متملق است؛ زیرا به نظر  بنده آقای عجم اصولاً نیازی به این افراد متملق و مداح ندارند و بهترین تبلیغ برای ایشان كارهای عمرانی است كه برای مردم در آینده انجام دهند وانشا ا... مدیریتی است كه با انتخاب بخشداران و معاونین و مدیران كل شایسته تحقق پیدا می‌كند.

* شما در دوره دو استاندار پیشین با اینكه دعوت هم می‌شدید اما در جلسات شورای اداری استان شركت نمی‌كردید، دلیل این كار چه بود؟
بنده شركت نمی‌كردم مگر در برخی جلسات كه وزرا می‌آمدند یا افرادی كه كه من آنها را به دلیل اینكه "كاری" می‌دانستم، قبول داشتم؛ عدم شركت من در دروه آقای نصری مشخص بود، اما در زمان آقای طاهایی به این دلیل بود كه بنده چندان به جلساتی كه حاصل عینی نداشته باشد، علاقه‌ای ندارم. از لحاظ تبلیغ و هیاهو هم كه نیازی به شركت در چنین جلساتی ندارم، اما با این وجود با دید مثبت چند ماهی صبر می‌كنم تا ببینم برنامه‌های آقای عجم چه چیزهایی است و در تایید یا نقد این برنامه‌ها حرف‌هایم را خواهم زد، هر چند ظاهراً صدا و سیمایی‌ها ما را تحریم كرده‌اند و آن ممنوعیت‌هایی كه رییس صدا و سیمای وقت وضع كرده بودند، هنوز هم گاه و بی‌گاه ادامه دارد.

*منظورتان از برخی افراد در صدا و سیمای استان دقیقاً چه كسانی است؟
من خبر دارم كه عده‌ای در این سازمان بی‌طرف نیستند. البته بنده زمانی كه آقای ضرغامی دوباره به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شدند در مصاحبه‌ای از ایشان تقدیر كردم، چون از زمان مجلس ششم، ایشان را می‌شناختم، هر چند به صدا و سیما انتقادهایی هم دارم؛ زیرا معتقدم آن طور كه شایسته است در قد و قامت یك رسانه ملی ظاهر نشده است، اما با این وجود معتقدم در شرایط فعلی آقای ضرغامی بهترین است و همین طور آقای دارابی قائم مقام ایشان كه با وجود دیدگاه سیاسی متفاوتشان، به ایشان ارادت دارم، اما متاسفانه ظاهراً برخی افراد در صدا و سیمای قزوین نمی‌خواهند در رویه نادرست خود تغییری ایجاد كنند، البته این صحبت من متوجه مدیریت جدید صدا و سیمای قزوین نمی‌شود، چون ایشان تازه منصوب شده‌اند و بنده شناختی از ایشان ندارم و البته در جلسه تودیع آقای طاهایی ایشان را دیدم، اما اطلاع دقیق دارم كه برخی افراد در این سازمان به وظیفه خود در اتخاذ رویه‌ای بی‌طرفانه عمل نمی‌كنند و علیه بنده موضع دارند و در مناسبت‌های مختلف كه گاهی به نفع مردم و در انتقاد از مسوولان سخن می‌گویم یا پیشنهادی می‌دهم این عده عمد دارند كه تصویر یا صحبت بنده پخش نشود، مانند مواردی كه در گذشته انتقادی به آقای استاندار داشته‌ام و بعداً مطلع شده‌ام كه از استانداری با صدا و سیما تماس گرفته‌اند و مانع پخش آن صحبت‌ها شده‌اند و نظایری از این دست كه امیدوارم مدیریت جدید این سازمان به آنها توجه داشته باشند و مانع كار این دسته از افراد شوند؛ چون بنده كه نیازی به تبلیغ یا پخش تصویرم ندارم و الحمدا...نه تنها مردم قزوین كه در ایران و حتی در رسانه‌های جهان هم بنده را می‌شناسند، منتها دلم می‌سوزد برای مردم كه مشكلاتشان گرفتار برخی بازی‌های سیاسی و نگاه‌های تنگ‌نظرانه شده است و اگر كسی هم از درد و رنج آنها بگوید با چنین رفتاری مواجه شود، با این حال بنده به آمدن آن روزی كه صدا و سیمای این شهر بی‌طرف باشد، بسیار امیدوارم و برای مدیر جدید این سازمان هم آرزوی موفقیت دارم، البته تعریف ایشان را از زبان آقای طاهایی، آقای ابوترابی و برخی دیگر از دوستان شنیده‌ام كه انشاءا... همینطور هم هست.

* باتوجه به اینكه موسسان بانك تات، اصالتاً از منطقه بویین‌زهرا هستند، آیا جنابعالی شناختی از آنان دارید؟
بله، بنده هم در مورد تاسیس بانك تات مطالبی شنیده‌ام و این مساله از آن جهت این روزها اهمیت پیدا كرده كه آقای علی انصاری كه در این بانك سهم دارند، دانسفهانی هستند، بنده ایشان و ابوی‌شان آقای علی اكبر انصاری را می‌شناسم كه فردی محترم و خیّر هستند، منتها به هیچ وجه ارتباطی در مورد بانك آنها ندارم واز نظر كاری به سیاست‌های دولت آقای احمدی‌نژاد نزدیك هستند.

* نظرتان در مورد مشكلات شهر قزوین چیست و ریشه این مشكلات را در كجا می‌بینید؟
متصدی مشكلات شهری قزوین، شورای شهر و شهردار منصوب این شوراست هرچند فی‌المثل از نظر ساخت و ساز مسكن و شهرسازی مسوول است و هر بخشی و سازمانی هم متصدی بخشی از این مشكلات است اما در بخش عمران و آبادی شهر، متصدی امر شورای شهر و شهردار است، لیكن در شهر قزوین با مشكلات فراوانی مواجهیم كه برای نمونه، یكی از آنها همین منطقه هادی آباد یا خیابان سپه است كه البته برخی اقدامات عمرانی انجام شده قابل تقدیر است، اما در نحوه اجرا و بخش‌های كارشناسی آن و من‌جمله ترافیك شهر به خصوص در این بخش، انتقادهای زیادی به چنین طرح‌هایی وجود دارد و یا در مورد مبلمان شهری یا ابنیه تاریخی همچون مسجد جامع كه ظاهراً میراث فرهنگی چندان توجهی ندارد و من چندی پیش در همین مسجد داربست‌هایی دیدم كه قبل از انقلاب توسط كارشناسان خارجی نصب شده بود و هنوز هم در همان جا باقی مانده است و این در حالی است كه مصوبات سفر استانی دولت در قزوین بسیار خوب بود، اما اجرایی نشده است و خلاصه مشكلات این شهر خیلی زیاد است؛ از مشكلات فرهنگیان گرفته تا تعاونی‌ها كه به نظر می‌رسد مسوولان توجه چندانی ندارند كه البته در جلسه‌ای كه با استاندار و نمایندگان در منزل آقای باریك‌بین داشتیم، بخشی از این انتقادها به عملكرد شورای شهر و شهردار عنوان شد كه به گوش این عزیزان رسید كه امیدواریم مدنظر قرار بگیرد و بخشی هم ناشی از ناتوانی افرادی مثل فرماندار است كه به نظر بنده توانایی انجام مسولیت فرمانداری را ندارند و ارزیابی نتیجه عملكردشان به خوبی نشان می‌دهد كه تصدی مسولیت فرمانداری فراتر از توانایی محدود ایشان است.

نكته مهم دیگر در مورد معضلات شهر در مورد مسایل امنیتی و انتظامی است كه این روزها خبرهای ناخوشایندی از وضعیت امنیت در استان می‌شنویم كه نمونه آن حادثه زشتی است كه در شریف آباد اتفاق افتاده است یا سرقت 57 راس گاو در خاكعلی، آن هم توسط 10 سارق مسلح كه نشان از كم كاری نیروی انتظامی در قزوین دارد و باید به شكل جدی این كاستی‌ها رفع شود؛ البته موارد دیگری هم هست كه اینجا مجال بیان آن نیست.

در مورد شهرداری‌ها بد نیست مردم بدانند كه بنده چندین مورد برای شهرداری‌های حوزه انتخابیه، از الموت گرفته تا آبیك، رازمیان، اقبالیه، طارم، كوهین، خاكعلی، محمدیه، سیردان و... برای همه این‌ها از وزارت كشور چندین نوبت كمك قابل توجهی گرفتم كه متاسفانه استانداری همین حد را هم نتوانسته توزیع كند و به همان مقدار مصوب سالانه دولت اكتفا كرده است. یا مثلاً برای برخی دهیاری‌ها كمك گرفته‌ایم، حال آنكه این دهیاری‌ها اصلاً بودجه مشخصی از سوی دولت دارند، دولت هم بیشتر اوقات این بودجه را می‌فرستد، این استانداری است كه نتوانسته عدالت را مراعات كند و فكری برای این دهیاری‌ها بكند، من گاهی از این دهیاری‌ها می‌پرسم امسال چقدر بودجه به شما داده‌اند؟ می‌گویند: هفتصد هزار تومان، گاهی اوقات سیصدهزار تومان -یا كمتر یا بیشتر- آخر این مبلغ خرج قلم و كاغذ نمی‌شود، فلذا انتظار می‌رود استاندار جدید به این مشكلات توجه كنند، زیرا در این صورت است كه به رفع این مشكلات می‌‌توان امیدوار بود؛ چون اگر همین بودجه نیز توزیع عادلانه شود، خیلی از مشكلات حل می‌شود، مثلاً الموت كه سال‌هاست قرار بوده كلنگ گازرسانی‌اش زده شود و دولت هم در سفر اول تصویب كرده است، اما هنوز خبری نیست، زمانی قرار بود وزیر نفت 5 میلیارد تخصیص بدهد تا این طرح شروع شود اما هنوز خبری نیست، ما در كل كشور 7500 روستای گازكشی شده داریم اما متاسفانه در استان قزوین تنها 160 روستا گازرسانی شده‌اند آن هم حدود 60 الی 80 روستا مرحله انجام كار است و كار گازرسانی هنوز تمام نشده است.

ما روستایی داریم مثل شیدصفهان كه در زمان آقای خاتمی كلنگ گازرسانی‌اش زده شده است یا هادی‌آباد كه هنوز اداره گاز قزوین نتوانسته كار را در آنجا تمام كند، بنابراین مدیریت گاز استان هم نشان داده كه ضعیف است و بنده وظیفه دارم این را بگویم، چون وقتی مشكل مردم حل نشود راست و چپ و میانه و تندرو برای من فرقی ندارد و در عین حال هر كسی كه بخواهد و بتواند كاری بكند، بنده صرف نظر از خط و گرایش سیاسی، همراهش خواهم بود.

- با این حساب، آیا می‌توان به رفع این مشكلات امیدوار بود؟
بسیاری از این مشكلات قابل حل هستند و با كمی توجه از سوی مسوولان بخش‌های مختلف استان می‌توان برطرفشان كرد، اما متاسفانه آن اهتمام جدی و قاطع از سوی مسوولان صورت نمی‌گیرد. مثلاً منطقه‌ای به نام داودآباد هست كه نزدیك به ده بار بنده از زمان آقای پورمحمدی وزیر كشور وقت در مورد مشكلات آن در مجلس سوال كرده بودم كه این داودآباد جزو شهر قزوین است و این‌ها برای آسفالت و گازكشی و نظایر آن بودجه می‌خواهند، اما جز وعده چیزی به دست نیامد یا در محمدیه مجموعه 540 واحدی به اسم بهمنشیر هست كه اوایل انقلاب ساخته شده است، اما هنوز سند مالكان این واحدها را نزده‌اند. بنده چندین بار تذكر داده‌ام، اما تامین اجتماعی گناه را می‌اندازد تقصیر مسكن و شهرسازی و این سازمان هم دیگری را مقصر می‌داند. بنده اخیراً برای رفع مشكل این مجموعه با آقای نیكزاد وزیر مسكن صحبت كردم و ایشان هم دستورات لازم داده‌اند، به هر حال منظورم این است كه مشكلات عدیده‌ای وجود دارد كه اگر مسوولان كمی به رفع آن تعهد داشته باشند، قابل رفع است كه امیدوارم آقای عجم برای خدمت به دولت و مردم هم كه شده، به رفع این مشكلات توجه كند.

- این روزها كشور درگیر بحث و جدل‌های جدی میان گروه‌ها و احزاب مختلف با یكدیگر و دولت است، موضع شما در شرایط كنونی چیست؟
بنده البته در اردوگاه اصلاح‌طلب‌ها هستم و در عین حالی كه در صف منتقدین سیاست‌های دولت كنونی هستم، اما از آنجایی كه می‌بینم برخی دارند به آرمان‌های امام و منافع نظام و ملت خدشه وارد می‌كنند، دلم می‌سوزد، واقعاً از اینكه مقدسات و اصول انقلاب مورد هجمه قرار گرفته است، ناراحتم؛ زیرا می‌بینم برخی ابایی ندارند كه شان و منزلت رفیع رهبری را هم برای اهداف شخصی خود هزینه كنند البته بخشی از این مشكلات به نیروهای تندرویی برمی‌گردد كه برخوردهای ناشایستی با مردم انجام می‌دهند كه این كار فقط مشكلات را پیچیده‌تر می‌كند. نتیجه عینی این سیاست را امروز در همین دانشگاه‌های آزاد و بین‌الملل قزوین می‌بینید. خب این طبیعی است كه دانشگاه محل بحث و مطرح شدن آرا و عقاید سیاسی باشد و دانشجویان در كنار مسایل علمی به مسایل جامعه هم حساسیت داشته باشند، اما چرا این مساله از حد متعارفش خارج می‌شود؟ پاسخ این را باید در آن سخنان تند و نسنجیده‌ای یافت كه به تحریك احساسات دانشجویان می‌پردازند و دست به فحاشی و توهین می‌زنند كه نمونه این توهین‌ها را شما در حرف‌های اخیر آقای رسایی در قزوین شنیدید كه آقایان موسوی و كروبی را مفسد فی‌الارض نامید، خب این خیلی حرف گزافی است آن هم وقتی خود رهبر انقلاب می‌گویند برای ایشان چیزی علیه این دو بزرگوار ثابت نشده است، به هر حال من كه سیاسی هستم، می‌فهمم كه ایشان دوست ندارند افراد و گروه‌ها فضا را به افراط و تندروی بكشانند، حالا چرا برخی به این مسایل بی‌توجه‌اند مشخص نیست. اما بالاخره انسان عاقل باید بداند كه هر شخصیت سیاسی در این نظام علاقمندانی دارد و نباید در چنین شرایطی آنها را تحریك و مكدر كرد، بنابراین اگر این‌ها می‌خواهند دانشگاه و جامعه آرام باشد، نباید دست به تخریب و هتاكی بزنند و بعد گله كنند كه چرا دانشجوها واكنش تند نشان دادند. بنده فكر می‌كنم هیچ فرد دلسوزی این سخنان تندی كه به نام دفاع از انقلاب بیان می‌شود را تایید نمی‌كند.

در داخل شهر قزوین هم برخی، هجمه‌های شدیدی علیه شما داشته‌اند، دلیل این گونه تخریب‌ها چیست؟
دلیل اصلی این رفتارهای هیجانی نیروهای تندرو این است كه بخش عمده این نیروهای تندرو اصلاً نقشی در انقلاب نداشته‌اند و خیلی از آنها اصلاً در آن دوران نبوده‌اند و چون درك صحیحی از فضای آن دوران و برخی اصول رفتار سیاسی و انقلابی امام، ندارند یا اصلا سن‌شان قد نمی‌دهد كه چنین شناختی داشته باشند، فلذا با ظهور این دولت، سر و كله آنها هم پیدا شده و خودشان را هم صاحب همه چیز می‌دانند، به نحوی كه انگار این‌ها هستند كه انقلابی و غیر انقلابی بودن افراد را مشخص می‌كنند و اگر دقت كنید می‌بینید به جز همان حرف‌های تند اصلاً تحلیلی از اوضاع ندارند و اصلاً گذشته مدیریتی و اجرایی ندارند كه بدانند شهر را چطور باید اداره كرد و این باعث تاسف است كه برخی از آنها در سمت‌های اجرایی هم قرار گرفته‌اند.

واكنش شما به انتقادها و یا هجمه‌هایی كه گاه و بیگاه علیه شما صورت می‌گیرد، چیست؟
فكر نكنم در استان قزوین هیچ كس به اندازه بنده مورد هجمه و انتقاد افراطیون قرار گرفته باشد و در جریان انتخابات هم دیدید كه چطور این انتقادها به افراط رفت و شكل توهین و تخریب گرفت، ولی بنده در برابر موج تخریب، آخ هم نگفته‌ام، چون بنابر تجربه می‌دانستم این هجمه‌ها زودگذر است و من هم كسی نیستم كه با این هیاهوها میدان را خالی كنم البته همیشه بنا را بر این گذاشته‌ام كه اگر این انتقادها واقعاً درست باشد، آنها را بپذیریم و اگر اشتباهی هست آن را برطرف كنم، زیرا ما هیچكدام معصوم نیستیم و انتقاد اگر سازنده باشد خودش كارگشاست اما اگر این حرف‌ها ناشی از غرض‌ورزی باشد -كه متاسفانه عمدتا هم اینطور بوده است- بنده خم به ابرو نیاورده‌ام چون معتقدم در همین دنیا، خداوند خودش ناظر و محكمه الهی در همین دنیا برقرار است و این افراد خودشان متنبه می‌شوند، كما اینكه شاهد بوده‌اید در موارد متعددی همین افراد خودشان اعتراف كرده‌اند كه بنده نسبت به دیگران صبر و تحمل بیشتری داشته‌ام، حال آنكه دیگران در برابر همان هجمه‌ها دست به واكنش تندی زده‌اند و برخی دیگر هم كه زیر بار كار اشتباه خودشان نرفته‌اند، به تدریج آبروی خودشان رفته و در نهایت احترام مردم به خدمتگزارشان كمتر كه نشده، بیشتر هم شده است.

اخیرا جنابعالی در قالب فراكسیون اقلیت، دیداری با مهندس موسوی، كروبی و خاتمی داشته‌اید، هدف از این دیدارها چه بوده است؟
من و دوستان، چه در فراكسیون اقلیت مجلس و چه در جاهای دیگر همواره سعی كرده‌ایم مبلّغ آن روشی باشیم كه جامعه و كشور در چارچوب قانون اساسی قرار بگیرد، در این راستا هم با افراد شاخص اصلاح‌طلب دیدار كرده‌ایم.




طبقه بندی: بوق و کرنا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1388 توسط امین
قالب وبلاگ