خبرگزاری علی قلمبه
هر آنچه نگفته اند ما گفتیم

یك منبع آگاه در وزارت نیرو گفت: ایران به جای طلب ۱۷۰ میلیون دلاری خود از تركمنستان از بابت احداث سد دوستی قصد دارد آب وارد كند. وی در گفت و گو با فارس اظهار اشت: براساس موافقت‌نامه احداث سد دوستی در مرز ایران و تركمنستان، مقرر شد تا این سد با سرمایه مالی دو كشور احداث و تكمیل شود اما علی‌رغم این كه عملیات اجرایی این سد به پایان رسیده و آبگیری نیز شده است ایران هنوز نتوانسته سرمایه‌ای را كه برای احداث این سد هزینه كرده از كشور تركمنستان دریافت كند.
وی ادامه داد: طلب ایران از تركمنستان حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون دلار است اما به نظر می‌رسد كه تركمنستان توانایی یا شاید هم قصد پرداخت این بدهی را فعلا به ایران ندارد. این منبع آگاه گفت: ایران از دریافت آب به جای پول از تركمنستان استقبال می‌كند اما به هر حال سهم ایران از برداشت آب از سد دوستی ۴۵۰ میلیون متر مكعب است بنابراین اگر تركمنستان بخواهد به جای پول، آب به ایران بدهد باید غیر از این سهمیه باشد.



طبقه بندی: خبر ،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 آذر 1386 توسط علیرضا

می شه از طرف من به همه دنیا بگین!؟

به جست و جوی روحم رفتم
ولی نتوانستم ببینمش
به جست و جوی خدایم رفتم
ولی نتوانستم پیدایش كنم
به جست و جوی دل شكسته ها رفتم
و هر سه را پیدا كردم
حدود ۱۴ سال پیش داشتم پرونده دانشجویانی را كه برای نخستین بار در كلاس الهیات شركت كرده بودند، زیر و رو می كردم. آن روز برای نخستین بار تامی را دیدم كه داشت موهایش را كه تا روی شانه هایش می رسید، شانه می كرد و بلافاصله در ذهنم، او را در گروه دانشجویان عجیب و غریب طبقه بندی كردم.تامی خیلی زود به برجسته ترین معترض كلاس من تبدیل شد.
او دائم به این كه خدایی وجود دارد كه بدون ذره ای چشمداشت، ما را دوست دارد، اعتراض می كرد و این حرف مرا به تمسخر می گرفت. وقتی بالاخره امتحان آخر ترم رسید، با بدبینی از من پرسید: «فكر می كنین كه من روزی بتونم خدا رو پیدا كنم » من با لحنی قاطع گفتم: «نه!» او پوزخندی زد و گفت: «گمانم در تمام طول ترم زور می زدین كه درمورد من به همین نتیجه برسین.» و بعد راه افتاد و رفت. پنج، شش قدم كه از من دور شد، با صدای بلند گفتم: «فكر نكنم تو هیچوقت بتونی اونو پیدا كنی، ولی مطمئنم كه اون تو رو پیدا می كنه.»
تامی بی آن كه برگردد، شانه هایش را بالا انداخت و رفت و من از این كه او متوجه نكته زیركانه ای كه در حرفم وجودداشت، شده باشد، كمی ناامید شدم.
بعدها شنیدم كه تامی فارغ التحصیل شده و از این بابت خیلی خوشحال شدم، ولی كمی بعد خبر ناراحت كننده ای را شنیدم و آن هم این كه تامی سرطان گرفته بود. قبل از این كه من پیدایش كنم، او به سراغم آمد. وقتی وارد دفترم شد، دیدم كه بدنش به شدت تحلیل رفته است. موهای بلندش در اثر شیمی درمانی ریخته بود، ولی چشم هایش برق می زد و لحنش برای نخستین بار، راسخ و مصمم بود. بی مقدمه گفتم: «تامی! اغلب به فكرت بودم. شنیده ام خیلی مریض بودی.»
با خونسردی جواب داد: «آره! چند وقتی هست كه سرطان دارم.»
پرسیدم: «می تونی درباره اش با من حرف بزنی »
گفت: «البته كه می تونم. دوست دارین چی بدونین »
گفتم: «این كه فقط ۲۴ سال داشته باشی و بدونی داری می میری، چه حالی داره »
لبخند آرامی زد و گفت: «می تونست خیلی بدتر از اینها باشه. مثلاً این كه ۵۰ساله باشی و به پشت سرت نگاه كنی و ببینی كه بزرگ ترین واقعیت های زندگی ات، بی بند و باری، ظلم به بقیه و پول درآوردن باشه.»
و سپس ادامه داد: «همه چیز آخرین روز كلاس با شما اتفاق افتاد. از شما پرسیدم كه آیا می تونم خدا رو پیدا كنم و شما با لحن قاطعی جواب دادید نه! من خیلی از این حرف شما كه استاد الهیات هستید تعجب كردم، ولی بعدش گفتید ولی اون تو رو پیدا می كنه.
با این كه اشتیاقی به پیدا كردن خدا نداشتم، اما خیلی به این حرف شما فكر كردم. روزی كه پزشكان از كشاله ران من غده ای رو بیرون آوردند و گفتند كه بدخیمه، برای پیدا كردن خدا اشتیاق پیدا كردم و وقتی سلول های سرطانی، توی بدنم پراكنده شدند، واقعاً درهای آسمان رو كوبیدم، ولی هیچ اتفاقی نیفتاد، تا این كه یك روز صبح بیدار شدم و به جای این كه سعی كنم به هر ضرب و زوری كه هست چیزی رو به دست بیارم، خودم رو تسلیم كنم. تصمیم گرفتم واقعاً برای مرگ اهمیتی قائل نشم.
تصمیم گرفتم بقیه عمرم رو صرف كارهای مهمی بكنم. شما گفته بودین خیلی غم انگیزه كه آدم، زندگی رو بدون دوست داشتن بگذرونه، ولی از اون بدتر وقتی یه كه از دنیا بری و یادت رفته باشه به آدم هایی كه دوستشون داری گفته باشی كه چقدر دوستشون داری، بنابراین من كارم رو با سخت ترین بخش، یعنی گفتن این حرف به پدرم شروع كردم.
یك روز صبح وقتی پدرم داشت طبق معمول روزنامه می خوند، بهش گفتم: پدر! می خوام باهاتون حرف بزنم. پدرم بدون این كه چشم از روزنامه برداره گفت: خب! بزن. گفتم حرفم خیلی مهمه. پدرم روزنامه رو دو، سه سانتی پائین آورد و گفت: خب! چی می خوای بگی گفتم می خوام بدونین خیلی دوستتون دارم. یكهو روزنامه از دست پدرم كف اتاق ولو شد.
اون دوتا كار كرد كه هرگز یادم نمی یاد توی عمرش انجام داده باشه؛ اول این كه گریه كرد، بعدش هم من رو بغل كرد و تا سپیده صبح با هم حرف زدیم. بعد نوبت به مادر و برادر كوچكترم رسید. ما با همدیگه گریه كردیم و حرف هایی رو كه سال ها توی دلمون تلنبار شده بود، به هم زدیم. تنها تأسف من این بود كه چرا این قدر معطل كرده بودم بعد یك روز چشم بازكردم و دیدم خدا هست. اون همه كارها رو اون جوری كه خودش مصلحت دیده بود، جور كرده بود. حق با شما بود. خدا منو پیدا كرد.»
نفسم بند آمده بود. گفتم: «تامی! می دونی از چه حقیقت شگرفی داری حرف می زنی می شه بیایی سر كلاس الهیات و اینها رو بگی »
گفت: «خیلی دلم می خواد، ولی من دیگه فرصتی ندارم. شما از طرف من به همه دنیا بگین.»
و من قول دادم كه از طرف او به همه دنیا بگویم.

جان پاول‎
ترجمه: فاطمه امامی



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 17 آذر 1386 توسط بیتا

پرواز را به خاطر بسپار

 پرواز را به خاطر بسپار ، ما داریم سقوط میکنیم

به اطلاع هموطنان عزیز می رساند ،

از آنجا که اکثر پروازها در کشور با خیر و خوشی به سقوط منتهی میشود ،

 شرکت ابن الوقت و شکا برای جلوگیری از خسارات از خسارات احتمالی به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودی ضد هوایی و موشک های سام هفت نموده تا شهروندان محترم آن را درپشت بام خود نصب و به محض نزدیک شدن هواپیما به اطراف محل مسکونی  از سقوط آن به روی منزل خود جلوگیری نمایند.

 لطفا جهت ثبت نام با شماره های ما تماس بگیرید.

 

مسافرین محترم شرکت خدمات هوایی (پرواز آخرتا)میتواند اشیای زیر را به عنوان بار دستی مجانا حمل نمایند:

یک دست کفن، کمی کافور و یک پلاک نسوز...

در صورتی که تابوت نسوز همراه آورده اید برچسب مخصوص جامدان را روی آن الصاق فرمایید.

 

مسافرین محترم پرواز شماره ی 777 لطفا با در دست داشتن کارت پرواز و وصیت نامه و پوشیدن کفن به سالن پرواز مراجعه فرمایند .

 

امروز در فرهنگستان زبان فارسی، بحث تندی در مورد جایگزینی  واژه (سقوط گاها)به جای (فرودگاها ) اتفاق افتاد .

 

برخی از استادان عقیده داشتند سقوط گاه به محل سقوط بیشتر می خورد تا فرودگاه و بهتر است چون در فرودگاه فرودی انجام نمی شود

و هواپیما ها دیگر بر نمیگردند واژه کشتار گاه یا قتلگاه یا قربانگاه به کار برده شود اکنون که به حول و قوه ی الهی از دیار فانی عازم دیار باقی با پرواز تهران شیراز هستم وصیت نامه خود را به بلیط پرواز مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم .

خدایا با نام ت آغاز می کنیم و با نام تو سفر آخرمان را به پایان می بریم مسافرین محترم پرواز777 ،من خلبان یکم جان سیرنژاد از طرف خودم و شرکت خدمات هوایی و خدمه هواپیما پرواز آخر خوشی را برایتان آرزومندم.

دمای فعلی در خارج هواپیما 15 درجه هست و ما پیشاپیش کولر ها را روشن کرده تا دما به چند درجه سانتی گراد زیر صفر برسد و از یخ زدن خود قبل از مرگ لذت ببرید.در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهانی  و نقص در پروازمسافرین محترم می توانند از دو در عقب و دو جلو واز ارتفاع بالا خودشان را با ملاج به پایین بیندازند. در بالای سر شما ماسک هایی حاوی گاز کشنده سیا نور تعبیه شده که در صورت سالم ماندن هواپیما پس از سقوط میتوانید از آنها استفاده    نایید. در صندلی جلوی شما راهنمایی شامل دعای شب اول قبر و انواع ادعیه تعبیه شده است. لطفا صندلی را به حالت کاملا لفقی در آورده و اشهد آخرتان را بخوانید .

از نوار مکالمات جعبه سیاه یک هواپیما:از پرواز777 به برج مراقبت... با سلام ،رمز امروزمون چیه؟

-        یا جرجیس!

-        یا جرجیس !؟؟ جرجیس هم شد پیامبر؟یا حسینی چیزی...

-        تموم شد،کاپیتان.همه رمزامون و اسامی ائمه و پیامبران و فرشتگان رو تو سقوط های قبلی مصرف کردیم فقط یا جرجیس مونده و یا عزرائیل،هر کدومو طالبی مصرف کن  

-        بسیار خوب،خداحافظ                                

  یااااااا جرجییییییییس.........بووووووووم........!




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 آذر 1386 توسط علیرضا

تهران به برخی همسایه ها به خصوص کشورهای عربی درباره همکاری آنها با آمریکا در حمله احتمالی به ایران اولتیماتوم داده است.
پیام ایران به طور رسمی و صریح و البته به صورت شفاهی به این کشورها داده شده است.
بر اساس این گزارش هر چند جزئیات کامل این پیام افشا نشده است ولی شنیده ها حاکیست در این پیام شفاهی، ایران به کشورهای همسایه هشدار داده است که در صورتی که خاک و فضای کشورهای همسایه برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گیرد ایران این کشورها را متخاصم قلمداد میکند و بر اساس اصل "دفاع مشروع" به آن ها حمله متقابل خواهد داشت.
ایران به این کشورها گوشزد کرده است که به سیاست خارجی آنها مبنی بر دوستی با هر کشوری از جمله آمریکا احترام می گذارد ولی در عین حال ، از همسایگان خود انتظار ندارد در حمله احتمالی به این کشور ، امکانات خود را در اختیار آمریکا بگذارند .
به اعراب منطقه همچنین گفته شده است قرار دادن امکانات آنها در اختیار مهاجمان به ایران همانند آن است که در میان اسرائیل و کشورهای عربی ، حالت جنگی برقرار باشد (مانند دوران منتهی به جنگ شش روزه) و ایران نیز پایگاه های خود را برای اقدام علیه اعراب در اختیار اسرائیل بگذارد .
در پیام تهران همچنین تأکید شده است که ایران به طور جدی بر این باور است که باید روابطی دوستانه و مبتنی بر حسن نیت و تفاهم و همکاری در میان کشورهای منطقه وجود داشته باشد و از این رو کشورهایی که بخواهند در مسیری خلاف دوستی های مشترک حرکت کنند انتظار رویکردهای دوستانه را نداشته باشند .
در پیام ایران همچنان بر تداوم تلاش های مشترک برای رفع سوء تفاهم هایی که غربی ها در منطقه به وجود آمورده اند ، تأکید شده است .



طبقه بندی: خبر ،
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 آذر 1386 توسط علیرضا

اونور خط کیه؟

وقتی خاتمی از یه جک خیلی خوشش میاد

عجب لحظه ای

ایالم نفهمه یه وقت؟!؟!

ااییییول. سرشو گول مالیدم

هیشکی منو دوس نداره

ول کن عبا رو. کلی پول بالاش دادم

 خیلی بدی




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 آذر 1386 توسط بیتا



طبقه بندی: چرا آخه؟،
ارسال در تاریخ یکشنبه 4 آذر 1386 توسط امین

این هم مدل جدید موتور سواری که به تفسیر نیازی ندارد

 مادری با فرزندانش سوار بر سه چرخه در احمدآباد هند!

هوگو چاوز خطاب به افسر گارد احترام: ماشالله از سه ماه پیش که دیدمت، یه کم چاقتر شدی!

اونارو ول کن لب رو بده!!!

هجوم دختران

این انجمن حمایت از کودکان کجاست ؟

قدم رو یک دو سه چهار

یک سنگ قبر جالب




طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 4 آذر 1386 توسط بیتا

بی‌ارتباطی حداد عادل با برج‌های دوقلوی شیراز

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: بنده هیچ ارتباطی با برج‌های دو قلوی شیراز ندارم.
به گزارش ایسنا، غلامعلی حدادعادل در تذكر كتبی نمایندگان مجلس به مسئولان اجرایی كشور افزود: ذوالانوار، روزی‌طلب و ربانی نمایندگان مردم شیراز، محمدصادقی - نماینده مردم كازرون، دوگانی - نماینده مردم فسا - و كوچك‌زاده - نماینده تهران، شمیرانات، ری و اسلامشهر به وزیر دادگستری، رسیدگی به وضعیت برج‌های دوقلوی شیراز و رفع نارضایتی مردم به ویژه دانشجویان و حل غائله ایجاد شده در مورد این موضوع را خواستار شدند.
حدادعادل اظهار كرد: بنده هم از این فرصت استفاده كرده و می‌گویم كه از ۲ الی ۳ سال پیش شهرت داده شده بود كه اینجانب صاحب این برج‌هایی هستم كه یك فردی می‌خواهد در شیراز احداث كند و حتی در برخی از سایت‌های ضد انقلاب، در این رابطه نیز حرف‌هایی زده شده بود. رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: بنده هیچ ارتباطی با این موضوع نداشته و هیچ فعالیت ساختمانی در شیراز ندارم، چه رسد به آنكه بخواهم برج‌های ۶۰ طبقه احداث كنم. وی یادآور شد: ساخت این برج‌ها را نیز به دیگران نسبت داده‌اند كه آنها خود می‌دانند و باید دفاع كنند، اما من از باب دفاع از حیثیت مجلس این مسأله را عنوان كردم.



طبقه بندی: عمومی،
ارسال در تاریخ شنبه 3 آذر 1386 توسط بیتا
قالب وبلاگ