| مایك همر سخنگوی شورای امنیت ملی كاخ سفید روز یكشنبه با انتشار بیانیه ای كوتاه درگذشت آیت الله حسینعلی منتظری را تسلیت گفت. | |||
|
به گزارش رجا نیوز، در این بیانیه آمده است: "ما درگذشت آیت لله العظمی حسینعلی منتظری را تسلیت می گوییم. او چهره شناخته شده ای بود و تعهد راسخش در دفاع از حقوق جهانشمول، برای وی احترامی بین المللی به همراه آورد." وی افزود "خانواده او (آیت الله منتظری) و همه جویندگان حقوق جهانشمول و آزادی هایی كه او پیوسته مدافع آنها بود در یادها و نیایش ما خواهند بود."
| |||
طبقه بندی: خبر های جیغ،
ساخت نسل جدید سانتریفیوژ ای.آر4 و ای.آر3 در ایران
رئیس سازمان انرژی اتمی با اعلام اینكه ایران در حال تولید نسلهای جدید سانتریفیوژ به نامهای IR4 و IR3 است، گفت كه امیدواریم تا پایان سال آینده بتوانیم از نسلهای جدید سانتریفیوژ با رفع تمامی مشكلات و معایب، استفاده كنیم.
«علی اكبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی كشورمان كه در گفتگو با فارس، در خصوص تعداد سانتریفیوژهای فعال در تاسیسات هستهای كشورمان گفت كه این تعداد بالای شش هزار سانتریفیوژ میباشد.
وی در بخشی از این گفتگو درباره برنامههای سازمان انرژی اتمی كشورمان نیز گفت كه در حال حاضر نسلهای جدید سانتریفیوژ را وارد فعالیتهای غنیسازی كردهایم كه این نسلهای جدید به سرعت آزمایشات لازم را پشت سر میگذرانند.
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی افزود: ما در حال برپایی زنجیرههای شاهد هستیم تا بتوانند مشكلات نسلهای جدید را خوب ارزیابی كنند، اما عجلهای به مفهوم اینكه به سرعت وارد تولید صنعتی آن شویم، نداریم.
وی در عین حال اضافه كرد: این درست نیست كه ما بدون طی مراحل فنی و صنعتی بخواهیم وارد تولید نسلهای جدید سانتریفیوژ شویم.
به گفته وی مراحل و فرایندها باید طی شوند تا اطمینان لازم حاصل شود كه این ماشینها قابلیت تولید در تیراژهای بالا را دارند.
صالحی با بیان اینكه نسل جدید سانتریفیوژها IR4 و IR3 نام دارند، گفت: برای اینكه فضای رقابت ایجاد شود دو گروه در بحث نسلهای جدید فعالیت میكنند.
رئیس سازمان انرژی اتمی ابراز امیدواری كرد كه تا پایان سال آینده بتوان از نسلهای جدید سانتریفیوژ با رفع تمامی مشكلات و معایب، استفاده كنیم.
وی در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینكه «تحقیق و توسعه» از اولویتهای سازمان انرژی اتمی است، گفت: از تمامی شركتها خواستهایم كه تحقیق و توسعه خود را ایجاد كنند و از نظر سرمایه گذاری و كمكهای مالی هم دستشان را باز گذاشتهایم چرا كه حیات یك فناوری پیشرفته همانند فناوری هستهای به تحقیق و توسعه است.
صالحی در بخش دیگری از گفتگوی خود با خبرگزاری فارس درباره ساخت رآكتور و نیروگاه آزمایشی گداخت نیز گفت: پیش از این در زمینه گداخت در سازمان انرژی اتمی فعالیتهایی صورت گرفته اما ما قصد داریم توجه ویژهای به این موضوع داشته باشیم؛ هر چند گداخت موضوعی است كه تا به نتیجه برسد ممكن است كه 40 سال و شاید هم بیشتر به طول بیانجامد.
معاون رئیس جمهور تصریح كرد: به كار بردن اصطلاح نیروگاه در حال حاضر برای گداخت زودهنگام است و بیشتر ناظر بر آن هدف غایی و یا مقصد نهایی برای دستیابی به نیروگاه گداخت است.
به گفته وی اكنون ببیشتر روی اجزای نیروگاه گداخت كارهایی در سازمان انرژی اتمی انجام میشود.
رئیس سازمان انرژی اتمی در خصوص اینكه آیا برای ایجاد نیروگاه آزمایشی گداخت با كشورهایی همانند ژاپن كه این فناوری را در اختیار دارند همكاری خواهد شد، به آمادگی ژاپن برای همكاری در عرصه فناوری هستهای در تمامی ابعاد با ایران اشاره كرد و گفت: در سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به ژاپن این موضوع مطرح خواهد شد.
مابقی نوشته در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: عمومی، خبر ،


دنی مردم خوانده است . در این بیانیه امده است در روز 16 اذر جریانی مرموز و انحصار طلب به جای انکه پاسخگوی مطالبات مدنی جنبش سبز و اغنای افکار عمومی باشد نمایشی مضحک را در داخل دانشگاه ها به راه انداخت و زمانی نتوانست با انتقاد نیروهای شبه نظامی به درون دانشگاه به پیش ببرد کل جریان را در فاض چدیدتر پیش ببرد و ماجرایی پر ابهام ساخت و از کاه کوه ساخت تا با مقدس معابی اصل مطالبات مدنی زیر سوال ببرد.در بیانیه تحکیم وحدت افزوده شده این مدعیان اسلام و مقدس نمایان در ماجرایی که همین اندک در زمانی که مردم در خیابانها سرکوب می شدند چرا کوچکترین اعتراضی نکردند. در این بیانیه همچنین گفته می شود که جنبش دانشجویی و جنبش سبز هدفی جز دست یافتن به حقوق بشر- ازادی و عدالت را ندارند
طبقه بندی: خبر های جیغ،

من تا به حال كسی را از روحانیون واکثر مذهبی ها را ندیده ام كه ریش نداشته باشد.به نظر شما چرا ریش می گذارند و در كل چرا افرادی كه خواهان احترام هستند ریش می گذارند؟آیا ریش برای انسان احترام می آورد؟
فلسفه ی ریش گذاشتن چیست

ظاهر آدم ها مهم نیست
بسیاری دین را دوست دارند و می خواهند دیندار باشند؛ اما دوست ندارند تیپ و قیافه ای داشته باشند که نمایانگر دیندار بودن آنهاست.
آیا شما جزو این افراد هستید؟
آیا اصلاً فکر کرده اید که چرا عده ای چنین می اندیشند؟
آیا به نظر شما خود دین در زمینه پوشش و منش ظاهری ما سخن گفته است؟
رضا می گوید: من به خاطر این که دچار ریا و خودنمایی نشوم، این طور لباس می پوشم.
پژمان می گفت : راستش از ریش گذاشتن متنفّر نیستم؛ اما از بس توی ادارات دولتی و جاهای دیگر دیده ام که افرادی با ظاهر اسلامی کارهای مردم را معطّل می کنند، من هم انگار یک جور شرطی شده ام و وقتی آن مشخصات را در هرجایی می بینم، احساس بدی به من دست می دهد.
پیمان می گفت : آدم باید دلش پاک باشد. بقیه اش همه ظاهرسازی است. اصل، باطن آدم هاست.
*
اگر پای صحبت بسیاری از این افراد بنشینیم، استدلال های بیشتری خواهیم شنید.
اما این استدلال ها تا چه اندازه به دینداری واقعی نزدیک است؟ به هر حال، آنچه که از همه اینها مهم تر است آن است که شخص بداند خدای متعال از او چه می خواهد.
اگر از میان جواب های بی شمار داده شده به این مسئله، تنها همین سه جواب را مورد ارزیابی قرار دهیم، آن وقت خواهیم دید که فرجام این سه استدلال چگونه خواهد بود
طبقه بندی: دریچه ،
مصاحبه با حجت الاسلام قدرت اله علیخانی، هم آسان و هم دشواراست. آسان از این جهت كه او بی پروا حرفی را كه در نقد افراد و مسوولینی كه از نظر وی در انجام اموراهمال می كنند، بر زبان میآورد و درتحلیل واقعی اوضاع سیاسی، دست به خود سانسوری نمی زند، اما دشواری مصاحبه با نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی نیز از آن جهت است كه او بااطلاع از توجه افكار عمومی به دیدگاه های مطرح شدهاش و از آن رو كه می داند، بسیاری براساس صحبتهای او به ارزیابی اوضاع می پردازند؛ حتی بعد از مصاحبه نیز اصرار دارد كه سخنانش بی كم و كاست و با همان تاكیدهای حین مصاحبه درج شود. پس از مراسم معارفه استاندار جدید قزوین و دیگر تحولات تازه استان و كشور به دیدار این عضو فراكسیون اقلیت مجلس رفتیم و در مورد موضوعات مختلف با او به گفتگو نشستیم؛ مانند همیشه با دل نگرانی ازمشكلات استان و كشور سخن می گفت و با اطمینان از راه كارهای حل این معضلات.راهكارهایی كه هرچند از نظر او موثر و قابل اجرا هستند اما شاید كسی با این صراحت از ضرورت آن سخن نگوید.
* هم اكنون فضای حاكم بر روابط نمایندگان استان قزوین چگونه است و آیا سطح همكاری و تعامل میان نمایندگان استان از نظر شما مطلوب است؟
در مورد آقای ابوترابی باید بگویم كه هر چه زمان میگذرد، ارتباط، دوستی و همكاری مان عمیقتر و بیشتر میشود و بسیاری از كارهای بزرگی را هم كه بنده پیگیری میكنم، ایشان در جریان هستند و خود ایشان هم تا جایی كه امكان دارد، از این اقدامات بنده حمایت و پشتیبانی كردهاند؛ چون میدانند كه تلاش و اقدامات بنده در جهت رفاه مردم و به نفع استان بوده است و لذا باید از ایشان تشكر كنم كه به عنوان نایب رییس اول مجلس هر جا كه لازم بوده از پیگیریها و اقداماتی كه در جهت عمران و آبادی استان بوده است، حمایت كردهاند. در مورد بقیه نمایندهها هم باید بگویم؛ از نظر خط و ربط سیاسی كه با آقای طاهرخانی در یك سمت و سو هستیم و بالتبع ارادت خاصی هم به ایشان دارم و هر دو در فراكسیون اقلیت هستیم، با آقای عباسپور هم برخلاف رقابتهایی كه در ایام انتخابات گذشته داشتهایم، در مجلس ابتدا چندان رابطه گرم و نزدیكی نداشتیم و به همان سلام و علیك متعارف بسنده میكردیم، اما با مرور زمان هر دو به این نتیجه رسیدیم كه با توجه به هدف مشتركمان در تلاش برای تامین منافع استان، همكاریهایمان را نزدیكتر كنیم، فلذا ضمن اینكه ایشان جزو طرفداران دولت است و بنده جزو منتقدان دولت هستم، ولی رفاقت و همكاری میان ما برقرار است و برای جلو بردن كارهای استان با هم مشورت و اخبار رد و بدل میكنیم و تعارضی هم نمیبینیم كه با حفظ گرایش سیاسی با هم همكاری هم داشته باشیم، چون مصالح مردم و منطقه چیزی نیست كه بخواهد فدای خط و خطوط سیاسی شود.
ضمن اینكه بد نیست اشاره كنم ایشان در این مدت و در جریان بعضی ازسخنرانیهایی كه در منطقه بویینزهرا داشتهاند، به بنده ابراز محبت و از كارهایی كه برای آن منطقه انجام دادهام، قدردانی كردهاند كه این مساله را باید به حساب واقعبینی ایشان گذاشت كه حتی در جلساتی كه در وزارتخانه و مانند آن داریم هم وقتی صحبت از پروژه و طرحی میشود، تاكید میكنند كه فلان طرح را آقای علیخانی تا اینجا رساندهاند و مابقی را من ادامه دادهام و از این جهت انصاف را رعایت میكنند، بنابراین مشكلی وجود ندارد و رابطه خوبی با همكاران داریم، اگرچه طبیعی است به خاطر مسوولیت آقای ابوترابی در حوزه قزوین، آبیك و البرز مناسبات و مراودات ما با یكدیگر بیش از سایر نمایندگان باشد، بنابر این وقتی مسالهای مربوط به كل استان باشد، الحمدا... نمایندگان دیگر استان هم صمیمانه همكاری میكنند.
*در جریان انتصاب استاندار قزوین برخی ادعا میكردند كه شما روی شخص خاصی تاكید داشتهاید، آیا این ادعا حقیقت دارد؟
اولاً اینكه بنده نظر خاصی روی هیچ فردی نداشته و ندارم؛ زیرا میدانم كه اگر نظر خاصی هم داشتم، نتیجهای نداشت؛ زیرا بالاخره دولت، دولتی است كه منتقد سیاستهایش هستم و مبلّغ آن نبودهام، بنابراین انتظاری هم ندارم كه مطابق میل من عمل شود، فلذا دولت هم حق دارد كه شخص مدنظر خود را انتخاب كند، منتها در انتخاب نیروی مدنظر دولت، من قبلاً هم گفتهام، اگر ما مشاهده كردیم كه یك نیروی متعادل و منصف داخل كار باشد، ولو تابع سیاستهای دولت باشد، هیچ اشكالی در همكاری با چنین نیرویی نمیبینیم، به شرط اینكه این فرد "غرضورزی" نداشته باشد، دنبال تنش و هیاهو نباشد.
دو استاندار پیشین از این منظر چگونه بودند؟
آقای طاهایی، كار قابل توجهی برای عمران استان انجام نداد، همه نیروهای ایشان هم همان قبلیها بودند و به نظر بنده بسیاری از آنها هم به پیروی از آقای نصری علیه بنده موضع داشتند، البته این انتظار بیجایی هم بود كه بنده بخواهم آقای نصری نیروهایش را مطابق میل من انتخاب كند، ضمن اینكه بنده این توانایی را دارم كه با افرادی كه علیه من موضع غیر منصفانه میگیرند، مواجه شوم و قبلاً هم این را ثابت كردهام، البته منشا اختلاف من با آقای نصری به هیچ عنوان شخصی نبوده است بلكه به خاطر اختلاف نظر در مورد روشهای اجرایی ایشان بوده است والا ایشان هنوز هم گهگاه به مجلس میآید و با هم دیدار داریم و در مورد مسایل سیاسی دوستانه بحث میكنیم.
در مورد آقای طاهایی چه؟
آقای طاهایی توانست این نیروهای فتنهگر را مهار كند و مانع تنش شود. به اعتقاد بنده همین هم قابل توجه و تقدیر بود، اگرچه بنده باكی از این افراد ندارم؛ زیرا من همان علیخانی هستم كه در زمان نصری هم با قاطعیت با سیاستهای اشتباه آنها مقابله میكردم و در مجلس هم بدون تعارف با دولت رو در رو میشدم، اما چون یك قول اخلاقی داده بودم، در ازای تغییر استاندار، سعی كردم به آن قول عمل كنم.
آقای طاهایی در مدت مسوولیتشان توانستند فضا را آرام كنند و این به نفع دولت و مردم بود، بنابراین آقای طاهایی تبلیغ دولت را میكرد و در سفرهای استانی هم اگر هدیهای میبرد، آن را هدیه دولت به مردم معرفی میكرد و اینها هم هیچ اشكالی نداشت، چون استاندار آقای احمدینژاد بود و این طبیعی است و ما هم هیچ اشكالی به این گرایشهای ایشان نمیدیدیم، بلكه خوشحال هم میشدیم كه این مساله بهانهای شده است كه استاندار در دیدار با برخی از خانوادههای شهدا، هدایایی هم به آنها بدهند و مهم این است كه به مردم نفعی برسد و فرقی هم نمیكند كه این نفع به نام چه كسی تمام میشود، اما با تمام این احوالات ما در زمان آقای طاهایی پیشرفت عمرانی در استان نداشتیم.
ما بقی مقاله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: بوق و کرنا،

هشدارها برای شیوع موج سوم ایدز در حالی از دو سال پیش شروع شده است كه ابتلای جنسی به HIV/ایدز كمكم ابعاد دیگر خودش را نشان میدهد. گفته شده است كه قربانیان جنسی ایدز، گروه خاص و معدودی نخواهند بود. ویروس نقص ایمنی اگر از شیوه شیوع جنسی را پیش بگیرد، قطعا عمومیت جامعه را تهدید میكند.
لزوم فرهنگ سازی در جامعه
در یك ماه گذشته بحث ازدواج موقت ورد زبان بسیاری از مسئولان و كارشناسان شده است. اما درحالی كه برخی از مسئولان انتظامی و قضایی صورتهای مختلف ازدواج موقت را پیشنهاد میدهند كارشناس اداره ایدز و بیماریهای آمیزشی وزارت بهداشت میگوید كه ازدواج موقت باعث افزایش ایدز و بیماریهای آمیزشی میشود.
كیانوش كمالی میگوید: «فكر میكنم ازدواج موقت مانند شمشیر دو لبه عمل میكند. واقعیت این است كه هر چقدر تعداد شركای جنسی بیشتر باشد احتمال انتقال بیماریهای آمیزشی و ایدز بیشتر میشود.» نكتهای كه كمالی به آن اشاره میكند، اولین اصل در پیشگیری از ایدز است؛ خویشتنداری.
او در این باره میگوید: «اصل در پیشگیری از ایدز و بیماریهای آمیزشی، وفاداری به یك همسر است اما شاید ازدواج موقت احتمال مخفیكاری را كمتر كرده و زمینه را برای آموزش رفتارهای جنسی سالم و ارائه وسایل پیشگیری به این افراد فراهم كند. چنانچه بستر آموزش و ترویج رفتار جنسی سالم در ازدواج موقت فراهم نشود امكان انتقال بیماریهای آمیزشی و ایدز گسترش مییابد. اگر ازدواج موقت را بپذیریم و یك همسری را رد كنیم باید روشهای جلوگیری از انتقال بیماریهای آمیزشی را آموزش داده و استفاده صحیح از وسایل بهداشتی را آموزش دهیم تا ازدواج موقت تبدیل به یك معضل نشود.»
رفتارهای جنسی پرخطر
پیش از این مینو محرز، رئیس مركز تحقیقات ایدز در ایران از عدم آموزش راههای پیشگیری از ایدز انتقاد كرده بود. او درباره آموزش پیشگیری از ایدز میگفت: «با توجه به اینكه آموزش تنها راه پیشگیری از افزایش بیماری ایدز است، متاسفانه در كشور به این مساله كمترین اهمیت داده میشود. مهمترین موضوع در آموزش رفتارهای پرخطر، آموزش رفتارهای جنسی سالم است. داشتن رفتارهای پرخطر، احتمال آلودگی به ویروس HIV و سایر عفونتهای آمیزشی را بیشتر میكند.
مابقی نوشته در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: خبر ، چرا آخه؟،

دیوید بلومر یکی از 5 قایقران بریتانیایی بازداشتی توسط ایران پس از آزادی به بحرین رفت.
طبقه بندی: عمومی،
سخنان حجتالاسلام فضل علی درمورد لزوم تفکیک جنسیتی و تحصیل مشترک به عنوان «انداختن گوشت جلوی گربه» موجب واکنشهای زیادی شده است. دکتر شهلا اعزازی، جامعه شناس، اصولا نگاه «گوشت» و «گربه»ای به دو جنسیت را نادرست میداند.
یک نماینده مجلس: مگر می شود از پشت دیوار به دختران آموزش داد
حجتالاسلام بنیالله فضل علی، نماینده ولی فقیه در دانشگاه خواجه نصیر طوسی، با سخنان خود در مورد لزوم تفکیک جنسیتی دانشجویان در دانشگاهها، دوباره به بحث جداسازی دختران و پسران دانشجو دامن زد. وی که خود ابداعکننده راهاندازی مراکز همسریابی در دانشگاههاست، وضعیت فعلی این محیطهای آموزشی و تحقیقی را «افتضاح» خواند و از تحصیل مشترک دو جنسیت به عنوان «انداختن گوشت جلوی گربه» نام برد.
حجتالاسلام فضل علی با تأکید بر اجرای طرح تکجنسیتی گفته است، بالای ۹۰ درصد دخترها و پسرهای جوان، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، در دانشگاهها با هم دوست هستند و این خطری جدی است. وی از حوزه علمیه به عنوان یک «فضای سالم تحصیلی» نام برد که «میزان در صد خطا، گناه و اشتباه» در آن «به خاطر تکجنسیتی بودن بسیار پایین تر از دانشگاههاست».
این سخنان بازتاب گستردهای در پی داشت، از جمله سعدالله نصیری، یکی از نمایندگان مجلس و عضو کمیسیون آموزش و تحقیق مجلس شورای اسلامی، عنوان کرد، کسانی که به دنبال این طرح هستند، سعی دارند مسائل و مشکلات دانشگاههای کشور را با این مسائل پیش پا افتاده حل کنند که نه تنها باعث حل مشکلات نمیشود، بلکه مشکل جدیدی را هم بر سر راه نظام آموزشی کشور قرار میدهد.
دکتر شهلا اعزازی، جامعه شناس، در گفتوگو با دویچه وله میگوید که اصولا نگاه «گوشت» و «گربه»ای به دو جنسیت نادرست است و باعث ترغیب خشونت، چه در خانه و چه در اجتماع، میشود.
دویچهوله: خانم دکتر عزازی، موضوع جداسازی جنسیتی که قبل از این در مورد کتابهای درسی و یا در سهمیهی کنکور مطرح شده بود، حالا در مورد جداسازی دختران و پسران دانشجو در دانشگاهها عنوان شده است. به نظر شما دلیل طرح این موضوع در شرایط فعلی چیست؟

دکتر شهلا اعزازی: اولاً این جداسازی جنسیتی تا جایی که من به خاطر میآورم، از شروع کار دانشگاهها مطرح بود. یعنی اصلاً پدیدهی جدیدی نیست. منتهی در این زمان چون اصلاً از لحاظ کادر هیأت علمی و مکان و فضاهای لازم امکانش نبود، به نوعی رضایت داده بودند که پسرها جلو و دخترها عقب، یا پسرها اینطرف نیمکت و دخترها آنطرف کلاس بنشینند. حال در واقع پس از روی کارآمدن دولت جدید و دولت قبلی، به صورت دائم روی این مسئلهی جنسیتی تأکید میشود، زیرا گمان دارند بسیاری از مشکلات اجتماعی ناشی از روابط میان دختران و پسران است. واقعیت این است که بسیاری از دانشکدهها، مخصوصاً علوم اجتماعی و علوم انسانی، عمدتاً دختران هستند، یعنی در حال حاضر پسران درصد ناچیزی را در این دانشگاهها دارند.
با وجود این، بازهم گمان براین است که بهتر است این جداسازی صورت گیرد تا ما به یک جامعهی پاک و سالم برسیم. این عقیدهای است که وجود دارد، اما امکان عملی کردنش چطور است؟ اصلاً نامشخص است. دوماً آیا یکی از دلایلی که این همه تجاوزات جنسی در حال حاضر در شهرها به صورت آشکار و پوشیده صورت میگیرد، نمیتواند ناشی از این جداسازیهای بسیار شدید جنسی باشد، اینکه دختران و زنان همیشه به صورت یک شیی جنسی در چشم مردان تجلی پیدا میکنند و آنوقت به محض آن که کوچکترین امکانی بوجود میآید، با زور و با به کارگیری نیروی بدنی آنها را میدزدند و به هرحال مشکلاتی برایشان بوجود میآورند.
آقای بنیالله فضلعلی، این مسئله را وقتی عنوان کردند، گفتند که تحصیل مشترک دختران و پسران در دانشگاهها مانند انداختن گوشت جلوی گربه است. آیا این نوع نگاه به دو جنسیت خود باعث نمیشود مشکلات بیشتری در محیطهای مشترک آنها ایجاد شود؟
من واقعاً برایم خیلی جای تعجب دارد که دختر را گوشت و پسر را گربه در نظر میگیرند. حالا خوب شد حیوان دیگری را در نظر نگرفتند. به هرحال گربه حیوان زیبایی است. من واقعاً نمیدانم این چه نوع نگاهی است که گمان براین است که همیشه فقط و فقط نیروی جنسی، که یکی از نیازهای بشر است که در بدن هر فردی وجود دارد، بر تمام فعالیتهای دیگری که امکان دارد یک نفر انجام دهد، فائق است.
ورود به دانشگاه عمدتاً برای درس خواندن است. حالا اگر تمام تمرکز این جوانان را با این جداسازیهای جنسیتی و این که شما گربهاید و آنها گوشتاند و هر زمان که بخواهید باید حمله کنید و اینها را بگیرید، یعنی روابط میان دو جنس را به صورت تهاجمی همانطور که یک حیوان به طعمهی خودش حمله میکند در نظر بگیرند، طبیعی است که هر زمان که اینها در ارتباط باهم قرار گیرند، حمله به طعمه صورت خواهد گرفت. حالا اگر دانشگاهها این جداسازی صورت گیرد، خیابانها را میخواهند چه کار کنند؟ مکانهای دیگر فرهنگی − هنری مثلاً سینما را میخواهند چه کار کنند، بازار را میخواهند چه کار کنند؟ یعنی باید دور همهی اینها حصاری کشیده شود و اینها را ازهم جدا کنند؟
مناسبتر است بهجای اینکه اینقدر روی غریزهی جنسی در جوانان تأکید کنند، این امر را پرورش و برایشان مهم جلوه دهند، کمی انسانیتر و به صورت ملایمتر با روابطی که بین افراد میتواند بوجود آید، برخورد کنند. چون همین تصور حیوان و طعمه در زندگی زناشویی هم مشکلات بسیاری را بوجود میآورد. چون به این ترتیب، ازدواج نه برای ایجاد یک زندگی مناسب، بلکه برای به دست آوردن طعمه صورت خواهد گرفت.
بسیاری از مشکلات خانوادگی که این روزها میبینیم که روز به روز هم بیشتر منجر به طلاق میشود، میتواند یکی از عواملاش چنین نگاهی به همدیگر باشد، یعنی نگاه زن به مرد و نگاه مرد به زن، اینچنین که تبلیغ میشود.
شما به تأثیرات چنین دیدی در خانواده اشاره کردید. کلاً نگاه اینچنینی چه عواقبی را میتواند در جامعه بهبار آورد؟
زن و مرد هر دو موجودات اجتماعی هستند که در جامعه زندگی میکنند و جداسازی اینها به این معنا است که در مورد یکدیگر هیچ آگاهی و اطلاعی نخواهند داشت. یعنی دخترها نمیدانند پسرها چه موجوداتی هستند. به تبع آن پسرها هم نمیدانند دخترها چه موجوداتی هستند و در جامعهای که هر دو جنس باهم بزرگ میشوند، درس جدا میخوانند، محیط زندگی جدا دارند، ورزشهای جدا دارند. بنابراین، اینها ازهم هیچ آگاهی ندارند و با این عدم آگاهی ناگهان و یکباره در زمان ازدواج، دو موجودی که همدیگر را نمیشناسند، باهم شروع به زندگی میکنند. این در بُعد خانوادگیاش مشکلاتی را بوجود میآورد.
در بُعد اجتماعی هم همانطور که اشاره کردم، مشکلاتی ناشی از آزارهای جنسی، اگر نخواهیم روی تجاوزات جنسی تأکید کنیم، آزارهای جنسی که برای دختران و زنان چه در خیابان و چه در محیط کار بوجود خواهد آمد. برای اینکه در محیط کار بالاخره زنان با غریبهها، با مردان بیگانه در تماس خواهند بود. فساد و بسیاری از مشکلات دیگر در سطح اجتماعی هم به یقین افزایش پیدا خواهند کرد.
به نظر شما با توجه به گسترش ابزار ارتباطی کنونی، آیا اصولاً چنین جداسازی جنسیتی امکانپذیر است؟
من به تاریخ هم اگر ارجاع دهم و یا بهتر بگویم تاریخ شفاهی که از نسلهای قبل آدم میشنود، در دوران گذشته که تا حدودی به دلایلی این جداسازی جنسیتی وجود داشت، محدودیتها در روابط میان دختران و پسران در آن دوران هم مشاهده میشد. آنها از موقعیتهای مختلف استفاده میکردند، همدیگر را میدیدند و به نوعی در حدی که در آن دوران مجاز بود، ارتباط بوجود میآمد. امروزه هم این به همین صورت است. دختر و پسر فقط در محیطهای آموزشی، کار و زندگی نمیکنند. محیطهای دیگری هم برای برقراری روابط وجود دارد. بخصوص حالا که وسایل ارتباط جمعی وجود دارد.
به غیر از این، تقریباً درصد بالایی از جمعیت ایران دارای افرادی از فامیل و آشنا در خارج از کشور هستند که از طریق آنها، یعنی حتی اگر ماهوارهها هم نبودند، اینها با نوع دیگری از زندگی از طریق فامیل و آشنایانشان آشنا میشوند. از فیلمهایی که حتی خود تلویزیون جمهوری اسلامی نشان میدهد و از هر چیز دیگری، برداشتی از زندگی میکنند که میبینند با این جداسازی شدید جنسیتی که در ایران وجود دارد، قابل مقایسه نیست. در نتیجه رفتارهایی را که دلشان میخواهد و شاید تا حدی هم مقتضای سنشان است، به هرحال با جنس دیگر در ارتباط باشند، برقرار خواهند کرد. حالا فقط میتوان گفت که چه نوع ارتباطی سالم است و چه نوع ارتباطی را در جامعهی ما نمیپسندند. با وجود تمام سختگیریهایی که بخواهند انجام دهند، این نوع ارتباطات برقرار خواهد شد

مابقی مقاله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: بوق و کرنا،
مشهورترین هکرهای جهان را بشناسید

با حساس تر شدن تنشهای ناشی از هک شدن یکی از مهمترین پایگاه های مطالعات آب و هوایی در انگلستان لیستی از مشهورترین هکرهای جهان منتشر شد.
فرد نفوذی به داخل سیستم نامه های الکترونیکی پایگاه مطالعاتی آب و هوا در انگلستان، نامه ها و مدارکی را از این پایگاه بر روی اینترنت منتشر کرده که نشان می دهد دانشمندان با پیچیده کردن اطلاعات و فریب مردم قصد باوراندن تئوری گرمای جهانی را دارند اما دانشمندان اعلام کرده اند متن این نامه ها تغییر پیدا کرده و تنها نشان می دهند که دانشمندان در حال گفتگوهای بی پرده و صریح در رابطه با بحران گرمای جهانی بوده اند.
در ادامه لیستی از مشهورترین هکرهای جهان که هر یک خسارات قابل توجهی را به شرکتهای مختلف وارد آورده اند و در نشریه تلگراف منتشر شده است، ارائه می شود.
● کوین میتنیک: شاید یکی از مشهورترین هکرهای جهان در نسل خود کوین میتنیک باشد. وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا از این فرد به عنوان "بزرگترین مجرم رایانه ای در تاریخ آمریکا" یاد می کند. وی با نام مستعار Hacker Poster Boy به سیستم رایانه ای برخی از مهمترین شرکتهای فناوری و ارتباطاتی از قبیل نوکیا، فوجیتسو و موتورولا نفوذ کرد.
وی سرانجام در سال ۱۹۹۵ توسط FBI بازداشت شده و با اعتراف به چندین اتهام وارد شده به پنج سال زندان محکوم شد. پس از آزادی در سال ۲۰۰۰ میتنیک اکنون ریاست شرکت مشاور ایمنی رایانه ای را به عهده داشته و از تکنیکهای هک به عنوان مهندسی اجتماعی یاد می کند.
● کوین پولسن: نفوذ به خطوط تلفنی ایستگاه رادیویی لس آنجلس به منظور برنده شدن در رقابت تلفنی که ایستگاه رادیویی در حال اجرای آن بود، اولین رسوایی فعالیتهای هکری پولسن به شمار می رود.
وی با نام مستعار "دانته تاریک" جرائم رایانه ای دیگری از قبیل هک کردن پایگاه داده های تجسسهای فدرال را مرتکب شده و پس از آن دستگیر شد. وی پس از آزادی حرفه روزنامه نگاری را در پیش گرفته است.
● آدرین لامو: لامو به دلیل استفاده از کافی شاپها، کتابخانه ها و کافی نت ها برای فعالیتهای خود به "هکر بی خانمان" شهرت یافته بود. بیشتر فعالیتهای وی در نفوذ به شبکه های رایانه ای شرکتهای مختلف و گزارش نقص و نقطه ضعف این شبکه ها به شرکتهای مالک شبکه ها بود. یکی از بزرگترین ادعاهای لامو نفوذ به شبکه نیویورک تایمز و افزودن نام خود به پایگاه داده های متخصصان این پایگاه بوده است. لامو نیز اکنون یک روزنامه نگار است.
● استفن وزنیاک: وی به دلیل اینکه یکی از بنیانگذران شرکت اپل به شمار می رود از شهرت بالایی برخوردار است، وی فعالیتهای خود را در زمینه هک با نفوذ به تلفنهای همراه آغاز کرد.
وی در حالی که در دانشگاه کالیفرنیا مشغول به تحصیل بود برای همکلاسی های خود ابزاری به نام جعبه آبی ساخت که به آنها امکان مکالمات راه دور طولانی مدت را به صورت رایگان می داد. وزنیاک با آغاز پروژه ساخت یک رایانه از ادامه تحصیل صرف نظر کرده و به همراه دوست خود استیو جابز رایانه اپل را ابداع کردند.
● لوید بلنکن شیپ: لوید بلنکن شیپ با نام مستعار "مرشد" از اعضای چندین گروه از هکرها در دهه ۱۹۸۰ بوده است. از بزرگترین عوامل به شهرت رسیدن وی نوشتن کتابی به نام "بیانیه هکر" یا "باطن یک هکر" بوده است که پس از دستگیری اش در سال ۱۹۸۶ نگاشته شده است. در این کتاب تنها جرم هکرها کنجکاوی ذکر شده است.
● مایکل کالک: مایکل کالک در سن ۱۵ سالگی با هک کردن تعدادی از مشهورترین وب سایتهای اقتصادی جهان شناسایی شد.
کالک در سال ۲۰۰۰ با نام مستعار "پسر مافیایی" به ۷۵ رایانه در ۵۲ شبکه مختلف حمله کرد که این حمله سایتهایی مانند eBa، آمازون و یاهو را تحت تاثیر قرار داد. وی پس از مکالمه آن لاینی درباره جرمی که مرتکب شده دستگیر شده و به هشت ماه حبس باز، یک سال مجازات حبس تعلیقی، محدودیت در استفاده از اینترنت و پرداخت خسارت نقدی محکوم شد.
● رابرت تاپان موریس: رابرت تاپان موریس در نوامبر ۱۹۸۸ یک ویروس رایانه ای از دانشگاه کرنل در حدود ۶ هزار رایانه را از کار انداخته و میلیونها دلار خسارت به بار آورد.
خالق این ویروس رابرت تاپان موریس اولین فردی است که به جرم تخلف رایانه ای و سو استفاده از آن محکوم به مجازات شد. وی اعلام کرد ویروس گسترده شده با هدف آسیب رساندن به اینترنت نبوده و تنها با هدف سنجیدن وسعت اینترنت وارد این شبکه شده است.
با این حال این ادعاها کمکی به وی نکرده و وی به سه سال حبس تعلیقی، چهار هزار ساعت خدمات اجتماعی و پرداخت خسارت نقدی سنگینی شد. نمونه سی دی حاوی این ویروس مخرب هم اکنون در موزه علوم بوستون در معرض دید قرار دارد.
● The Master of Deception: این گروه از هکرها در اواسط دهه ۸۰ سیستم خطوط تلفن آمریکا را مورد هدف قرار دادند و به سیستم رایانه های AT&T نفوذ کردند. این گروه به تدریج و با دستگیر شدن اعضای آن در سال ۱۹۹۲ غیر فعال شد.
● دیوید اسمیت: وی خالق ویروس ملیسا اولین ویروس رایانه ای که از طریق اینترنت انتقال پیدا می کند بوده است.
اسمیت مدت کوتاهی پس از گسترش این ویروس دستگیر شده و به دلیل به بار آوردن خسارتی در حدود ۸۰ میلیون دلار محکوم به زندان شد.
● استیو جاشان: وی به دلیل نوشتن ویروسهای Netsky و Sasser در سال ۲۰۰۴ و در حالی که دوره نوجوانی خود را سپری می کرد، متهم شناخته شد.
این ویروس ها مسئول گسترش ۷۰ درصد از نرم افزارهای مخرب یا Malware ها در اینترنت به شمار می رفتند. وی اکنون به استخدام یک شرکت ایمنی رایانه ای درآمده است.
طبقه بندی: خبر ،

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا اعلام کرد؛ کراک ( هروئین فشرده) در بین کشورهای منطقه فقط در ایران توزیع می شود و اهداف سیاسی و اقتصادی در این زمینه نقش دارند.
سردار حمیدرضا حسین آبادی در گفت وگو با خبرنگار یک خبرگزاری حامی دولت گفت؛ کراک ( هروئین فشرده) دو برابر هروئین معمولی خطر دارد و باعث وابستگی بیشتر می شود. سردار حسین آبادی افزود؛ کراک از مرزهای شرقی به ویژه از افغانستان به ایران وارد می شود. آمار نشان می دهد معتادان به تریاک نیز به مصرف کراک روی آورده اند. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا گفت؛ امسال حدود ۹ تن ماده مخدر کراک در کشور کشف شده است. این ماده مخدر سال گذشته فقط در ۲۰ استان کشور یافت می شد، اما امسال در همه استان ها وجود دارد. کراک (هروئین فشرده) ماده مصرفی بین معتادان ایران است. در ساخت این ماده شیمیایی خشک به جای کوکائین از قرص های فاسد استفاده می شود. کراک اصل نوعی مواد مخدر است که از آلکالوئیدهای دسته کوکائین، انرژی زا و شادی آور است و مانند هروئین موجب اعتیاد در فرد مصرف کننده نمی شود که در کشورهای امریکای جنوبی بیشتر دیده می شود ولی موادی که با نام کراک در ایران توزیع می شود در واقع کراک نیست، بلکه هروئین غلیظ و فشرده شده است. اعتیاد به کراک سبب بروز رفتارهای خطرناک و حرف های بی ربط می شود که پنج تا هفت دقیقه طول می کشد. ابتدایی ترین تاثیرات جسمانی کراک گلودرد مزمن، گرفتگی صدا و تنگی نفس است که به برونشیت (ورم نایژه) و نفخ ریه منجر می شود. چشم ها درشت شده و شخص هنگام تمرکز برای دیدن هر چیز، هاله هایی نورانی در اطراف آن مشاهده می کند. ضربان قلب تا حد ۵۰ درصد افزایش یافته و رگ ها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون می شوند که می تواند به حمله قلبی، تشنج و سکته منجر شود. کراک به دلیل از بین بردن میل به غذا خوردن و بی خوابی، موجب کاهش وزن شدید و سوءتغذیه می شود.
طبقه بندی: عمومی، چرا آخه؟،
یاهو : در آستانه تظاهرات دانشجویان ، برنامه ریزی برای دوشنبه ،دولت ایران دسترسی به اینترنت را خفه کرده است و به روزنامه نگاران هشدار داده و همچنین کار برای رسانه های خارجی را در دفاتر خود برای سه روز آینده ممنوع کرد .

طبقه بندی: عکسهای روز،
بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک میگویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمانهای صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت میکنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو میکنند و از یکدیگر تحفههایی را میطلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحرانزده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفهای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمیآید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگتر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیتهایی سترگتر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود میآورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه میتواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوریها را کنار بگذاریم.
روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریکترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر میرسید آنچه در شانزدهم آذر 1332روی داد شاهدی بود که معلوم میکرد روح مردم و خواستههای تاریخیشان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیمتر در جان مردم شهادت دادند. این گواهی در سالها و نسلهای پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایشهای در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن مینگرند نمایان نمیکند. دگرگونیهای بزرگ معمولا متهمند که یکباره روی میدهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ میکنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر میدهند به راستی ارزشمندند.
جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی گزارشهایی از شکلگیری جریانهای عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد میکردند میتوانست و میتواند برای عبور کمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهرهها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذیقیمت را میشکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکتهای دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیتها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمهای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزیها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم میآورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آمادهباش به سر میبریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغها و چشمهسارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنجها و از جایگاه دلپسند.

ما بقی مقاله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: چرا آخه؟،

حتما اخبار گران شدن نرخ اس ام اس های فینگلیش ( مثلا : salam ) رو شنیدید ؟ طبق نرخ های جدید مخابرات , اس ام اس انگلیسی ( فینگلیش ) 24 تومن و اس ام اس فارسی 8 تومن می باشد .
ظاهرا این کار برای حمایت از رسم الخط فارسی هست اما همه می دونیم که اس ام اس فارسی تقریبا 2 تا محسوب می شه برای یک متن کوتاه چون محدودیت 70 کاراکتر رو داره ! اما اس ام اس فینگلیش محدودیت 160 رو داره !!
حال این سوال پیش می آید که مخابرات از کجا می فهمه اس ام اس فارسی هست و از کجا می فهمه اس ام اس انگلیسی یا همون فینگلیش !!؟؟
ما در اینجا روش تشخیص اس ام اس فارسی از اس ام اس انگلیسی را در مخابرات و روش استفاده از ترفندی که مخابرات اس ام اس انگلیسی شما رو فارسی تشخیص بده بیان می کنیم !
سیستم تشخیص اس ام اس های فارسی از انگلیسی مخابرات بسیار ضعیف عمل میکند . این سیستم به اول هر اس ام اس توجه می کند و اگر حرف اول اس ام اس فارسی باشد آن اس ام اس رو فارسی تشخیص می ده !!
حالا شما برای فریب مخابرات کافیه یک کاراکتر فارسی در ابتدای اس ام اس خودتون بنویسید !! در ادامه متن فینگلیش اس ام اس را تایپ کنید به این شکل کل اس ام اس شما از طرف مخابرات به عنوان اس ام اس فارسی محسوب می شود و با هزینه نصف ارسال می گردد !
نکته : فقط در این زمینه شما دارای محدودیت 70 کاراکتر می شوید ...
توجه : اگر شما نمی توانید فارسی تایپ کنید می توانید کاراکتر فارسی را از اس ام اس های رسیده Copy و Paste کنید.
طبقه بندی: علمی، عمومی،
طبقه بندی: خبر ،






